عوامل توسعه فرسودگی بافتهای شهری

عوامل توسعه فرسودگی بافتهای شهری
 
تاکنون در 78 شهر بزرگ کشور بیش از ۳۲ هزار هکتار بافت فرسوده براساس شاخص ها و سنجش های مصوب شورای عالی شهرسازی و معماری ایران توسط سازمان عمران و بهسازی شهری وزارت مسکن و شهرسازی کشور شناسایی شده است.

برآوردها نشان می دهد، بیش از ۵۰ هزار هکتار بافت فرسوده شهری در کل کشور وجود دارد. فارغ از اینکه چگونه باید غبار فرسودگی را از چهره شهرها زدود، بررسی این نکته ضروری می نماید که دلایل و عوامل فرسودگی بافتهای شهری را در گذشته شناسایی کنیم و با آموزه های به دست آمده، از توسعه فرسودگی ها جلوگیری کنیم. شناسایی عوامل مذکور، قطعا این توجه را در ما ایجاد خواهد کرد که اجازه ندهیم همچنان به توسعه فرسودگی ها دامن زده شود.                                             برای شناسایی عوامل فرسودگی بافت های شهری ضروری است به عنوان گام نخست، ویژگی های بافت فرسوده شهری موجود را بررسی کنیم تا ریشه های فرسودگی خود رانشان دهد. مهمترین ویژگیهای بافتهای فرسوده شهری به شرح زیر قابل ذکر است:

الف) ویژگیهای کالبدی، سیما و منظر شهری: اغلب واحدهای ساختمانی در بافتهای فرسوده شهری فاقد سیستم سازه ای و فاقد هرگونه محاسبات فنی برای مقاومت در برابر سوانح طبیعی از جمله زلزله می باشند و واحدهای فرسوده مزبور، به لحاظ زیبایی بصری، دچار ناهنجاری های متعدد بوده و روح جستجوگر زیبایی شهروندان رامتناسب با سلیقه های امروزی سیراب نمی کند و باعث رویگردانی آنها می شود.

ب) میزان برخورداری ازشبکه های دسترسی، زیرساختها و تاسیسات شهری: بافتهای فرسوده شهری از کمبود و ناکافی بودن سطح شبکه ها و معابر دسترسی به خدمات شهری رنجمی برد و اغلب معابر آن دارای عرض کمتر از ۶ متر می باشند که به هیچ وجه متناسب با زندگی شهری امروز نیست. تاسیسات و زیرساختهای شهری به دلیل گذشت زمان، فرسوده شده و پاسخگو نیست.

ج) میزان بهره مندی از خدمات شهری: بافت های فرسوده شهری از فقدان برخی خدمات فرهنگی، آموزشی و شهری به لحاظ کمی و کیفی رنج می برد و در برخی خدمات نیز دچار نقص است. در محدوده بافت های فرسوده، بندرت شاهد وجود مراکز فرهنگی و عمومی نظیر کتابخانه های عمومی، فرهنگسراها و مراکز بهداشتی، درمانی، امداد و نجات، فضاهای سبز و عمومی لازم و کافی، مهدکودکها و امثال آن هستیم.

د) ویژگی مالی، اقتصادی و سرمایه گذاری: عمده محدوده بافت های فرسوده شهری به ویژه در لایه های مرکزی شهرها ازچرخه و حیات اقتصادی شهر خارج شده اند و به عبارت ساده تر، از بین رفتن توجیه اقتصادی و مالی موجب فرار سرمایه ها از این مناطق و عدم سرمایه گذاری در آنها گردیده است.

ه) ویژگی اجتماعی و فرهنگی: توسعه فرسودگی و از بین رفتن مرغوبیت محدوده بافتهای شهری و به عبارت دیگر، تنزل رتبه اجتماعی محدوده های مزبور در نگاه شهروندان، باعث افزایش میزان مهاجرت افراد اصیل و بومی با توان اقتصادی مطلوب و جایگزین شدن آنان با افراد با توان اقتصادی پایینتر، اقشار مبتلا به آسیب اجتماعی نظیر معتادان و مهاجران بیگانه شده است. در واقع هنجارهای اجتماعی و فرهنگی محدوده های بافت فرسوده به ناهنجاری بدل گردیده و ملاحظه برخی آمارها نشان می دهد، سهم مستاجران به مالکان ساکن در محدوده های مذکور به شدت بیشتر شده است.

از سوی دیگر، به دلیل پایین بودن میزان مقاومت واحدهای فرسوده در برابر سوانح طبیعی حتی برخی واحدها، با بارش یک باران فرومی ریزند و به میزان قابل توجهی، سطح امنیت روانی ساکنان را کاهش داده است.

در کنار ویژگی های پیش گفته، چنانچه مسائل زیست محیطی و آلودگی هوای این محدوده ها (عمدتا مراکز شهرها) نیز در نظر گرفته شود، مجموعه عوامل زمینه ساز خارج شدن (فرار) مالکان ریشه دار و توانمند بافت های فرسوده شهری، به صورت یکجا فراهم می گردد.

اگر مالکان توانمند مذکور به عنوان مهمترین سرمایه مقابله با فرسودگی در نظر گرفته شوند، مهاجرت آنها ازبافت های فرسوده، مهمترین عامل توسعه فرسودگی خواهد بود که متاسفانه شواهد نشان می دهد که این گونه بوده است. علاوه بر این مهمترین دلایل گسترش این موضوع در سال های گذشته و سال های اخیر، فارغ از مسائل و  ریشه های آمایش سرزمینی موارد زیر بوده است:

1) عدم توجه برنامه ریزان شهری و شهرسازان به ظرفیت های بلا استفاده در محدوده های قبلی شهرها و اولویت نیافتن توسعه درون شهری و اسکان سرریز جمعیت در محدوده های مزبور.

2) اتخاذ سیاست های توسعه شهری متصل و منفصل و در نتیجه ایجاد رقبای قوی و با زرق و برق تحت عنوان مفهوم «شمال شهر» برای محدوده قدیمی شهرها

3) نبود تعامل و وفاق و تعریف مشترک در جهت اتخاذ سیاست منطقی برای حفظ و کارآمدی واحدهای با ارزش تاریخی، فرهنگی و معماری و در یک کلمه «میراثی» به عنوان کانونهای احیای بافتهای قدیمی، فرسوده و ناکارآمد شهری و عدم اولویتبندی صحیح ارزشها، باعث عدم تحرک شده و بسیاری از پروژه های بهسازی و نوسازی به دلیل اختلاف نظر، متوقف شده و یا انگیزه ای برای ایجاد پروژه های جدید باقی نگذاشته است.

5) نبود عزم ملی موثر در جهت بهسازی و نوسازی بافت های قدیمی و فرسوده و ناکارآمد شهری و اولویت نیافتن موضوع در برنامه ریزی های کلان کشور و بودجه بندی های سالانه

وجه مشترک همه عوامل مذکور را می توان در فرار جریان سرمایه گذاری، به دلیل از بین رفتن توجیه اقتصادی فعالیتهای سرمایه گذاری در محدوده بافتهای شهری و خارج شدن آنها از چرخه و حیات اقتصادی شهر جستجو نمود. از این رو میتوان ریشه اصلی فرسودگی را در مسائل آمایش سرزمینی و فلسفه وجودی هر شهر جستجو کرد. وقتی کارکرد، ظرفیت و استراتژی توسعه هر شهر مشخص باشد، به راحتی میتوان زمینه های توسعه رادرآن پیدا نمود. هر بخش از شهر که از قابلیت اقتصادی و سرمایهگذاری لازم برخوردار باشد، کم کم شاهد رونق خواهد بود و افراد و نهادهای توانمند به آن بخش روی خواهند آورد. حضور افراد و نهادهای توانمند، به خودی خود باعث عمران و تقویت کالبد منطقه خواهد شد.

اما به طور خلاصه علل پیدایش وضعیت کنونی و گسترش نواحی نابسامان شهری کشور را مي توان در سه گروه عوامل مرتبط زیر خلاصه نمود:

گروه نخست برآمده از روند رشد شتابان جمعیت شهری کشور طی پنج دهۀ اخیر و عقب ماندگی رشد اقتصاد ملي و عدالت توزیعی نسبت به این روند است که موجب نرخ بالای بیکاری در شهرها و فقر نسبی سه دهک اول درآمدی شده است.

گروه دوم ناشی از شکست بازار زمین، بازار مستغلات شهری و بازار سرمایه در پاسخ به تقاضای قشرهاي کم درآمد و فقیر برای سکونت در شهرها و در نتیجه گرايش آنها به اسکان غیررسمی و یا استقرار در نواحي نابسامان شهري است.

گروه سوم به رويكرد دستگاه های دولتی و مدیریت شهری به نواحی نابسامان شهری و ناتوانی و کم توجهی آنهاباز می گردد که به موقع برون رفت از دور باطل فقر اجتماعی-اقتصادی و فرسودگی کالبدی را چاره اندیشی ننموده و با تاکید بر توسعه نواحی جدید و وضع ضوابط و مقرراتی فراتر از توان مالی بخش هایی از جمعیت، به کنار ماندن اين نواحی از بهسازي دامن زده است.

نکته در خور توجه دیگری که در گذشته تا حدی مغفول مانده این است که بهسازی و نوسازی شهری بنابر ماهیت آن در تلاقیگاه حوزه عمومی و خصوصی قرار مي گيرد. بدین معنی که دسترسی به سکونتگاه مناسب در شهر اساسا بدون دسترسی به زیر ساخت ها و خدمات شهری مناسب و امنیت اجتماعی و شغلی امکانپذیر نیست. چنانچه ساکنان این نواحی  سرمایه اجتماعی و اقتصادی خود را که همان روحیه همكاري اجتماعی، ابتکار شخصی و سایر دارایی ها (به صورت زمین، حق سرقفلی و دارایی های نقدی و غیر نقدی) است به میان نیاورند، اقدامات دستگاه های دولتی در این زمینه عقیم خواهد ماند.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن