طرحهاي توسعه شهري و جايگاه بافتهاي فرسوده در آنها

طرحهاي توسعه شهري و جايگاه بافتهاي فرسوده در آنها

بافتهاي فرسوده و ناكارآمد شهري بخش اعظمي از سطح شهرهاي كشور را تشكيل مي دهند . اين بافتها از يك سو از طيف گسترده اي از مشكلات كالبدي، عملكردي، ترافيكي و زيست محيطي رنج مي برند و براي كل گسترده شهر يك تهديد جدي به شمار مي آيند و از سوي ديگر مهمترين پتانسيل شهرها براي استفاده از زمين جهت اسكان جمعيت، تامين فضاهاي باز و خدماتي و نيز بهبود محيط زيست محسوب مي گردند . برخي از متخصصين امور شهري بر اين باروند كه مواجهه با بافتهاي فرسوده و ناكارآمد شهري مي بايد پس از شناخت و دسته بندي انواع بافتهاي مذكور و تدوين شيوه هاي مواجهه با هر يك صورت پذيرد كه اين امر بواسطه تعدد و تنوع بافتهاي فرسوده وطيف گسترده اي از اقشار جامعه با ويژگي ها ي متنوع اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي تنها ساماندهي بافتهاي مذكور را به تعويق مي اندازند . از سوي ديگر همين تنوع  بافتها و اقشار ساكن، ضامن تنوع، برجستگي و منحصر به فرد بودن سيماي شهري محدوده هاي مورد نظر خواهد بود.

بررسي ماهيت طر حهاي ساماندهي، نوسازي بهسازي اين طرحها را درزمره طرح هاي تفضيلي ويژه اي قرار ميدهد كه براي محدوده مورد مطالعه تهيه مي گردد اما ر وند تهيه طرحهاي تفضيلي در گذشته بواسطه نگرش بخشي، از بالا به پايين و بدون بازخورد و نقش مردم در فرآيند برنامه ريزي و تهيه طرحها، موجب شده است كه طرحهاي مذكور به اهداف مورد نظر دست نيابند. بررسي تجارب طرحهاي شهري موفق در دنيا حاكي از بكارگيري الگوهايي است كه با بهره گيري حداكثر از مشاركت مردم، بكارگيري راه حلهاي متعدد و متنوع در مواجهه با مسايل چند وجهي و استفاده از بازخوردهاي متعدد و اصلاح تصميمات به برنامه ريزي و طراحي منطقي و هماهنگ باخواسته هاي گروه هاي ذينفع و ذينفوذ مي انجامد.

الگوهاي مذكور در برگيرنده هفت مرحله اصلي زير هستند كه مشاركت مردم دركليه مراحل زير نمود دارد:

1- شناخت2-تدقيق و تدوين اهداف 3- پيشنهاد 4-ارزيابي 5- تصميم گيري 6- اجرا 7- نظارت

با توجه به مراتب فوق، به منظور جلوگيري از گسترش روزافزون بافت هاي فرسوده شهري به رويكرد نويني در تهيه و اجراي طرحهاي توسعه شهري نياز مي باشد و طرح هاي بهسازي و نوسازي بافت هاي فرسوده شهري بايستي در چارچوب اهداف، سياستها و راهبردهاي اين طرح ها تهيه شوند . به عنوان مثال در طرح هاي توسعه شهري، مطالعاتي كه در زمينه مسكن انجام ميشود، فقط منجر به تعيين ميزان زمين مورد نياز براي مسكن و تخصيص كاربري هاي مسكوني با تراكمهاي مختلف در شهر مي گردد و مشكل اصلي فقدان برنامه ريزي مسكن و در نظر گرفتن ابعاد اقتصادي و اجتماعي آن در اين گونه طرح ها است كه به توليد بافتهاي فرسوده براي آينده اي نزديك و نه چندان دور مي انجامد، در نتيجه اين طرح ها بايستي از نظر ماهوي تغيير اساسي يافته و طرحهاي جديدي جايگزين آن ها شوند. مشكل اصلي در محتواي طرح هاي جامع و تفصيلي مي باشد و تجارب جهاني نشان مي دهد كه الگوي "طرح هاي جامع " در برنامه ريزي شهري و منطقه اي از او ايل دهه 1970 اعتبار خود را از دست داده و از آن پس در اكثر كشورهاي جهان به عنوان الگوي سنتي شناخته مي شود. طرح هاي جامع شهري با توجه به ماهيت پيچيده و پوياي شهر، از لحاظ نظري و محتوائي با انتقاداتی نظیر موارد زیر مواجه بوده اند: (ماجدی، 1378)

عدم توجه به ماهيت چند بعدي شهر و متغيرهاي پيش بيني ناپذير آن،

تقليل برنامه ريزي جامع شهري به برنامه ريزي كالبدي،

عدم توجه كافي به ضرورت هدف گذاري، تصميم سازي و تصميم گيري،

عدم توجه كافي به لزوم تلفيق اهداف كالبدي با اهداف محيطي و اقتصادي- اجتماعي،

عدم توجه كافي به پيش شرطها و امكانات تحقق پذيري، تغيير و اصلاح طرح،

فرايند تهيه، بررسي و تصويب طرح هاي جامع شهري كه به صورت خطي و در سه مرحله کلی شناخت، تجزيه و تحليل و ارائه پيشنهادات صورت مي گيرد و فرآيند تهيه آن جدا از فرآيند اجرا و شرايط تحقق پيشنهادات انجام مي پذيرد نيز از نظر روش شناسي با مسائل و مشكلاتي به شرح زير مواجه بوده است:

تقليل "جامع نگري" به "مطالعات جامع" و گردآوري اطلاعات پراكنده و بي هدف،

تاكيد بيش از حد بر روش هاي تجريدي، كمي و ايستا،

محدود كردن برنامه توسعه شهر در چارچوب انعطاف ناپذير "نقشه كاربري زمين"،

تحميل الگوهاي مصنوعي به تقسيمات كالبدي شهر و يكسان سازي سيماي شهر،

عدم وجود پيوستگي ميان مراحل، برنامه ريزي، طراحي و اجرا.

برخي از مسائل و مشكلات مديريتي و اجرائي طرحهاي جامع در ايران به شرح زير است:

وجود نارسايي در قوانين و مقررات شهرسازي و عدم وجود اهرمهاي لازم براي نظارت، اصلاح و پيگيري،

فقدان الگوي مناسب براي مالكيت اراضي شهري و نحوه مداخله دولت در آن،

عدم مشاركت مردم در روند تهيه و اجراي طرحهاي جامع شهري،

عدم توجه به امكانات و شرايط تحقق طرحهاي جامع شهري.

در ايران دو گام اساسي براي ايجاد تغييرات لازم در نظام شهرسازي كشور شامل تهيه طرح هاي ساختاري – راهبردي در دو مقياس ناحيه اي تحت عنوان "طرحهاي توسعه و عمران شهرستان " در سال 1370 و مقياس محلي تحت عنوان "طرح هاي ساختاري- راهبردي و طرح هاي تفصيلي موضعي و موضوعي " در سال 1378 توسط دفتر طرح ريزي شهري و ناحيه اي وزارت مسکن و شهرسازی شده است(ماجدی، 1382)

در طرح هاي ساختاري - راهبردي ضمن تعيين ساختار توسعه اقتصادي، اجتماعي و كا لبدي شهر به طور اعم بايستي به ساختار اقتصادي، اجتماعي و كالبدي بافت هاي فرسوده شهري به طور اخص توجه شود و راهبردهاي لازم براي تحقق ساختارهاي مورد نظر ارائه گردد . بهسازي و تجديد حيات بافت هاي فرسوده شهري نياز به تهيه طرح موضعي براي اين گونه بافت ها و با مشا ركت همه جانبه مردم دارد و در تهيه اين طرح ها لحاظ نمودن راهبرد هاي كلي از قبيل تعيين تقاضاي واقعي ساكنان بافت هاي فرسوده شهري از طريق برنامه ريزي مشاركتي و جلب مشاركت ساكنان و شاغلان اين گونه بافت ها در زمينه بهسازي و نوسازي شهري، تسهيل سرمايه گذاري مالكان مستغلات موجود، تسهيل سرمايه گذاري بخش خصوصي در بافت هاي فرسوده شهري را مي توان توصيه نمود.

تهيه و اجراي طرح هاي توسعه شهري بدون تعيين ساختار اجتماعي، اقتصادي و كالبدي بافت هاي فرسوده شهر و ارائه راهبردهاي لازم در جهت بهسازي و نوسازي بافت هاي مذكور و يا پرداختن به تهيه و اجراي طرح هاي بهسازي و نوسازي بافتهاي فرسوده شهري به صورت منفك و مجزي از طرح هاي توسعه شهري نه تنها به رفع مشكلات اين گونه بافت  ها نميانجامد، بلكه موجب گسترش روزافزون آن ها نيز مي شود. تجربيات حاصل از تهيه و اجراي طرح هاي جامع و تفصيلي در دهه هاي گذشته، مشخص نمودن محدوده بافت هاي تاريخي و فرسوده با يك خط در اين طرح ها و موكول نمودن تهيه طرح براي آنها در آينده بدون ارائه هرگونه ساختار و راهبرد براي آنها را ميتوان از جمله دلائل گسترش اين گونه بافتها قلمداد نمود.

بررسی و تحليل روند تهيه طرح هاي شهري در ايران حاكي از آن است كه بدلايل زير تاكنون، بندرت شرايط لازم جهت تحقق چنین طرحهايي فراهم آمده است:

الف – ظرفيت فرهنگي و اجتماعي درايران كمتر شرايط ايجاد و انسجا م تشكيلاتي براي پاسخگويي به ارزشها و نيازهاي اقشار مردم را فراهم آورده است به همين دليل شكل شهري حاصل به هيچ وجه تبلور آگاهانه از فرهنگ جامعه نمي باشد، بلكه تحت تاثير عوامل غير واقعي و معيارهاي غير موجه بوجود مي آيد.

ب- همچنان طرح هاي شهري به روش سنتي (از بالا به پايين ) و به صورت پنهاني و پشت درهاي بسته تهيه مي گردد . روشهايي كه در ادبيات رايج شهرسازي نوين از آن به روش جعبه سياه (Black box) ياد مي شود.

علي رغم توجه ويژه به اثرات منفي ناشي از نوع نگرش سنتي در تهيه طرح هاي شهري ولي مي توان گفت هنوز تقريبا در كليه طرحهاي شهري از جمله پروژه هاي ساماندهي، نوسازي و بهسازي بافتهاي فرسوده و ناكارآمد شهري، صرفا ديدگاه تخصصي طراح مورد استفاده قرار مي گيرد و بدون شك اين مسئله، خود يكي از مهمترين عوامل ناكامي طرحهاي شهري در ايران بوده است . تحليل تجارب ساماندهي، نوسازي و بهسازي بافتها نشان داده است كه بكارگيري الگوهاي سنتي و تهيه و اجراي طرح ها در بهترين وجه به يك نتيجه مي انجامد:

تملك بافت توسط مراجعه ذينفوذ يا سرمايه گذاران كلان و سپس تخريب بافت و جايگزين نمودن يك مجموعه شهري ناهماهنگ با هويت كالبدي اجتماعي، فرهنگي بافت پيشين.

به طور خلاصه مهمترين دلايل استفاده از فرآيند طراحي شهري در تهيه طرح هاي ساماندهي، نوسازي و بهسازي بافتهاي فرسوده را مي توان به شرح زير برشمرد:

الف – امكان بكارگيري راه حلهاي متعدد و متنوع در مواجهه با مسايل چند وجهي بافت

ب- سهولت اجراي طرح هاي بواسطه هماهنگي طرح با خواستهاي گروه هاي ذينفع و ذينفوذ

ج – امكان تصميم گيري باز و صريح

د – بهره گيري حداكثر از مشاركت مردم

ه - بهره مندي از برنامه ريزي و طراحي منطقي

و- امكان تجزيه و تحليل مسايل پيچيده

ز – بهره گيري از بازخوردهاي متعدد و اصلاح تصميمات

منابع

1- توسعه هاي شهري امروز، بافتهاي فرسوده آينده دكتر حميد ماجدي استاديار دانشكده هنر و معماري، دانشگاه آزاد اسلامي، واحد علوم و تحقيقات، تهران، ايران.

2- ضرورت بكارگيري الگوي فرآيند طراحي شهري با تمركز بر مشاركت مردم در برنامه ريزي و طراحي بافتهاي فرسوده و ناكارآمد شهري حميدرضا موسوي عضو هيات علمي گروه معماري، دانشكده هنر و معماري، دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي.

 

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه کردن